آیه های آرامش

شناسه خبر : 89665

1398/12/10

تعداد بازدید : 271

آیه های آرامش

آیه های آرامش

 

اضطراب استرس، و نگراني يكي از بزرگترين بلاهاي زندگي انسانها بوده و هست. عوارض و پيامد ناشي از آن در زندگي فردي و اجتماعي كاملاً محسوس است.در عوض، آرامش يكي از گمشده‌هاي مهم بشر بوده و جهت دست يابي به آن، هميشه در تلاش بوده است.

آیات قرآن کریم برای آرامش انسان در زندگی بهترین و پایدارترین آثار را  فراهم می‌کند، چرا که قرآن پراست از پیام ها و آیات پرمحتوی که برای رفع مشکلات و آرامش توصیه شده اند؛ تکرار و مداومت داشتن بر تلاوت آیات قرآن تاثیر بسیار زیادی در آرامش روح دارد.

در قرآن به صورت کلی، سخن از دو نوع اطمینان است:

اوّل: اطمینان حقیقی و مستقر که کانون آن قلب انسان است و نتیجه اش: تصدیق انبیای الهی، اقرار به معاد، رجوع به خداوند، ورود به جمع بندگان الهی و سرانجام رسیدن به بهشت می باشد. (بقره/۲۶۰، مائده/۱۱۲ـ۱۱۳، آل عمران/۱۲۳ـ۱۲۶و انفال/۱۰)

آرامش حقیقی، آرامش مثبت و خلاقانه است که نتیجه آن، حرکت بهتر و سریع تر به سوی کمال است و همان طور که برخی مفسران گفته اند، با خوف الهی قابل جمع است.( آیت اللهمکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۲۱۴)

دوم: اطمینان کاذب که با تکیه بر زندگی دنیا و اسباب دنیایی حاصل می شود و به محض پیداشدن رنج و سختی، از بین می رود و سرانجام آن، رسیدن به آتش است. (یونس/۸و حج/۱۱)

عوامل ایجاد اضطراب و ناآرامی

برای آنکه به عوامل ایجاد آرامش در نگاه قرآن بپردازیم، ابتدا باید ریشه نگرانی ها و ناآرامی های بشر را بشناسیم. عوامل گوناگونی می تواند موجب بروز نگرانی و پریشانی شود؛ از جمله: ترس از آینده مبهم، اندوه بر گذشته تاریک، ضعف و ناتوانی در برابر مشکلات، احساس پوچی در زندگی، بی توجهی و قدرنشناسی اطرافیان، سوءظن ها و تهمت ها، دنیاپرستی و وحشت از مرگ. (آیت اللهمکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۲۱0)

در یک تقسیم بندی کلی، می توان دو عامل درونی و بیرونی را منشأ و ریشه تمام ناآرامی ها دانست. عوامل درونی و فردی مثل: احساس پوچی و حقارت، و عوامل بیرونی و اجتماعی مثل: رعایت نکردن نظم و قانون و حقوق دیگران و نبود امنیت.

مهم ترین عامل ناآرامی انسان از نگاه قرآن، کفر و بی ایمانی اوست؛ «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أشْرَکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَ مَأوَاهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَی الظَّالِمِينَ؛به زودى در دل هاى كسانى كه كفر ورزيده اند، بيم خواهيم افكند؛ زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيده اند كه [خداوند] بر [حقانيت] آن، دليلى نازل نكرده و جايگاهشان، آتش است و جايگاه ستمگران، چه بد است.»(آل عمران/ ۱۵۱)

در مقابل، مهم ترین عامل ایجاد آرامش، ایمان و در پی آن، تقواست؛ «ألاَ إِنَّ أوْلِيَاءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَ کَانُوا يَتَّقُونَ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه اندوهگين مى شوند؛ همانان كه ايمان آورده و پرهيزکارى ورزيده اند.»(يونس/ ۶۲ـ ۶۳)

عوامل ایجاد آرامش در قرآن

احساس امنیت و آرامش، در آیات قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- در سطح وسیعی مورد توجه قرار گرفته حتی نگاهی قدسی به این مقوله شده است و آرامش، فقط از سوی خداوند بر بندگان مؤمن وارد می شود؛ «هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً؛ اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمان ها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيده كار است»(فتح/ ۴)

آیه، به صراحت منشأ آرامش را فقط خداوند می داند. بنابراین، سایر عوامل آرامش، به صورت مستقل عمل نمی کنند؛ بلکه بر اساس اذن الهی رخ می دهند؛ مثلاً همسر، در نگاه قرآن عامل آرامش است؛ اما طبق آیه ۲۱سوره روم، ازدواج، از آیات الهی است و خداوند است که بین دو زوج مودت و رحمت ایجاد می کند؛ «وجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ اوست که ميانتان دوستى و رحمت نهاد.» شب نیز عامل آرامش است؛ اما خداست که آن را موجب آرامش قرار داده: «جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً؛اوست که شب را مایه آرامش قرار داده است.»(انعام/ ۹۶)

 

بنابراین توقع آرامش از اسباب دنیایی، انتظاری بیجاست. از دنیا نمی توان به آرامش رسید؛ اما در دنیا با اسباب آسمانی و با لطف الهی می شود به آرامش دست یافت. در حدیث آمده است:

«أوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ علیه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛ وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛

خداوند به حضرت داود-علیه السلام- وحی فرستاد: پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم و مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند و آن را نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم و مردم آن را در سیری و راحتی می یابند و آن را به دست نمی آورند. عزت را در اطاعت خودم قرار دادم و مردم آن را در خدمت پادشاه می جویند و بدان نمی رسند. من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند و آن را نمی یابند. رضایتم را در ناراحتی و نافرمانی نفس قرار دادم و مردم آن را در خشنودی نفس می جویند و به آن نمی رسند. راحتی و آرامش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا پی جویی می کنند و آن را نمی یابند.»(مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۴۵۳)

قرآن کریم در آیات نورانی خود استقامت، اقامه نماز، انفاق، ایمان، باران، پرداخت زکات، تسلیم، تقوا، توکل، خواب، دعا، دلداری، دوستی با خدا، ذکر الهی، زمین، شب، عمل صالح، قصه انبیا، مائده آسمانی، مسکن، مشاهده حقایق، ملائکه، نزول تدریجی قرآن، وعده الهی، وفای به عهد، هدایت پذیری، همسر، مکه، قبول تقدیر الهی و یا کمک به دیگران را از جمله عوامل آرمش بخش مطرح می کند.

در ادامه، به برخی عوامل کلیدی که مایه آرامش می شوند، اشاره می­شود:

۱. ایمان به خداوند و یاد او

 

در نگاه قرآن، مهم ترین عامل مشکلات روحی، از خودبیگانگی و نداشتن تکیه گاه محکم و قوی است که به از خدابیگانگی می انجامد و مهم ترین عامل پوچی انسان به حساب می آید. قرآن راه برون رفت از این مشکل را ایمان به: خداوند، غیب، ملائکه، پیامبران و کتب آسمانی می داند؛ «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند، برای آنان ايمنى است و ايشان راه يافتگان اند.»(أنعام/ ۸۲)

روشن است که تنهایی و نداشتن تکیه گاه محکم، باعث ایجاد ترس و اضطراب می شود و چه تکیه گاهی از قدرت ماندگار الهی در این عالم قوی تر است؟ مهم آن است که پذیرش خداوند، تنها لقلقه زبان نباشد؛ چنان که آیه فوق می فرماید نباید ایمان بدون عمل صالح و همراه با ظلم باشد. قرآن کریم در ۳۹آیه، همراه ایمان، عمل صالح را مطرح ساخته و تأکید نموده ایمانی نافع خواهد بود که با عمل همراه گردد؛ از جمله، آیه ۶۲سوره بقره.

ذکر خداوند که در پیِ ایمان مورد سفارش قرار گرفته، نقش مهمی در ایجاد آرامش دارد. قرآن در این باره می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ ألاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛همان كسانى كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.»(رعد/28)

علامه طباطبایی ذیل این آیه می فرماید:

پس، هر قلبى، به طورى كه جمعِ مُحلّا به الف ولام (القلوب) افاده مى كند، با ذكر خدا اطمينان مى يابد و اضطرابش تسكين پيدا مى كند. آرى، اين معنا حكمى است عمومى كه هيچ قلبى از آن مستثنا نيست؛ مگر اينكه كار قلب به جايى برسد كه در اثر ازدست دادن بصيرت و رشد، ديگر نتوان آن را قلب ناميد. چنين قلبى، از ذكر خدا گريزان و از نعمت طمأنينه و سكون محروم خواهد بود؛ همچنان كه فرموده: "فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ؛ ديدگان كور نمى شود؛ ولي دل هايى كه در سينه هاست، كور مى گردد.» (سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۳۵۵)

چند نکته قرآنی درباره ذکر

الف. در آیه یادشده، تقدیم بذکر بر فعل تطمئنّ که مفید حصر است، نشان می دهد که فقط یاد خدا انسان را آرامش می دهد؛ نه چیز دیگر.

 

ب. نتیجه یاد خدا بودن این است که او نیز یاد ما خواهد نمود؛ «فَاذْکُرُونِي أذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِي وَ لاَ تَکْفُرُونِ ؛پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و شكرانه ام را به جاى آريد و مرا ناسپاسى نكنيد..»( بقره، آیه ۱۲۵)

ج. قرآن از مؤمنان می خواهد که بسيار به یاد خدا باشند؛ يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِيراً؛اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را ياد كنيد، يادى بسيار.»(احزاب/ ۴۱)

در آیه ای دیگر می خوانیم: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِي نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ وَ لاَ تَکُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ ؛ و در دل خويش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بدون صداى بلند، ياد كن و از غافلان مباش»(اعراف، آیه ۲۰۵)

امیر مؤمنان-علیه السلام- در دعای کمیل از خدا می خواهد که تمام اوقات ایشان به یاد حق آباد باشد؛ أسْألُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أسْمَائِكَ أَنْ تَجْعَلَ أوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَة.

د. از نگاه قرآن، مهم ترین مانع یاد خداوند که آرامش انسان را به هم می ریزد، دنیاطلبی و هواپرستی است؛ «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لاَ تَعْدُ عَيْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ لاَ تُطِعْ مَنْ أغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ کَانَ أمْرُهُ فُرُطاً؛و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند [و] خشنودى او را مى خواهند، شكيبايى پيشه كن و دو ديده ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته ايم و از هوس خویش پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده روى است، اطاعت مكن»(کهف/ ۲۸)

پیامبر گرامی اسلام-صلی الله علیه و آله- می فرماید: «الرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا تُكْثِرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا يُرِيحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ؛ تمایل به دنیا، اندوه و غصه انسان را زیاد می کند اما زهد در دنیا، قلب و بدن را راحت و آرام می سازد»(شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۷۳)

منظور از دنیا در نگاه قرآن، آسمان و زمین و دریا و صحرا و یا پول و خانه نیست؛ بلکه شئون اعتباری آن، مانند فخرفروشی و زیادت طلبی در اموال و اولاد است که دنیا به شمار می آید و مورد نکوهش قرآن قرار دارد. (حدید/ ۲۰) قرآن کریم هشدار می دهد که مراقب باشید اموال و اولادتان، شما را از یاد خدا غافل نسازد. (منافقون/ ۹)

 

هـ. قرآن کریم نابینایی دل و قرارگرفتن در فشار و تنگنای زندگی را، جزء آثار غفلت از یاد خدا می داند و می فرماید: «وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ أعْمى؛و هرکس از یاد من اعراض کند، همانا [در دنیا] زندگی اش تنگ شود و روز قیامت او را نابینا محشور کنیم. بنابراین، اطمینان، حیات و شفای قلب، از جمله آثار ذکر می باشد.»(طه/ ۱۲۴)

و. قرآن کریم به برخی مصادیق ذکر به عنوان ذکر خاص اشاره نموده است؛ از جمله:

ـ قرآن:

خدواند فرموده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ؛ بى ترديد، ما قرآن را به تدريج نازل كرده ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود»(حجر/ ۹)

پس برای کسب آرامش، باید با قرآن مأنوس بود. سعد بن طریف از امام باقر-علیه السلام- و ایشان از پیامبر-صلی الله علیه و آله- نقل می کند:

«مَنْ قَرَأ عَشْرَ آيَاتٍ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسِينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذَّاكِرِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَةَ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْقَانِتِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَتَيْ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِينَ وَ مَنْ قَرَأ ثَلَاثَ مِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسَمِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ... ؛

هرکس ده آیه در شب بخواند، از غافلان نخواهد بود و هرکه پنجاه آیه بخواند، از ذاکران محسوب می گردد. هرکس صد آیه بخواند، از فرمان برداران خواهد بود و هرکه دویست آیه بخواند، از خشوع کنندگان است. هرکس سیصد آیه بخواند، از رستگاران است و هرکه پانصد آیه بخواند، از تلاش کنندگان خواهد بود...»(کلینی، الکافی، ج ۲، باب ثواب قرائة القرآن، ص ۶۱۲)

آیت الله جوادی آملی در مورد ذکر بودن قرآن می فرماید:

«سراسر قرآن، ياد خداست. بر اين اساس، تلاوت و تعليم و تعلم قرآن، مطالعه و تدريس و نگارش معارف قرآني، استنباط احكام فقهي از آيات الاحكام و هر آنچه به قرآن بازگردد، ذكرالله است. البته اين ذكر هم درجاتي دارد؛ كسي كه قرآن كريم را تلاوت مي كند، در حال ذكر لساني است و آن كه معارف قرآني را در دل مي پروراند، به ذكر قلبي مشغول است. هر فرد به حسب درجه خاص خود و به اندازه اي كه در خدمت قرآن است، از آن فيض مي برد و به ياد حق بوده و به همان اندازه بيناست.»(عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج ۷، ص ۵۳۲)

ـ نماز:

قرآن کریم می فرماید: «يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاَةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چون براى نماز جمعه ندا داده شد، به سوى ذكر خدا بشتابيد و دادوستد را واگذاريد. اگر بدانيد، اين براى شما بهتر است.»(جمعه/ ۹)

برجسته ترین اثر نماز یاد خداست؛ «اَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِکْرِي؛به ياد من نماز را برپا دار.»(طه/ ۱۴)

پیامبر بزرگوار اسلام-صلی الله علیه و آله- فرمود: «يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ فَرَحَاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي الدُّنْيَا: لِقَاءُ الْإِخْوَانِ وَ الْإِفْطَارُ فِي الصِّيَامِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ؛ ای علی! سه شادی برای مؤمن در دنیا وجود دارد؛ دیدار دوستان و برادران، افطار در [غروب] روزه و شب زنده داری در آخر شب.»(شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۱۲۵)

ـ دعا:

يكي از مصاديق مهم ذكر، دعاست. ازاين روست كه از دعا به عنوان مخ عبادت ياد شده است. انبيا و اولياي خدا، به وسیله دعا با خداوند ارتباط برقرار مي كنند.

دعا، راه ارتباط با خدا هنگام بروز مشکلات و نگرانی ها (بقره/۱۸۶) و مصداق یاد خدا و نوعی عبادت و خضوع و بندگی است. آن که از دعا و بندگی حق سر باز زند، باید در انتظار آتش جهنم باشد. (غافر/۶۰) افزون بر این، مقاماتی نزد خداوند است که بدون دعا نمی توان به آنها رسید.(کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۶۶)

هنگامی که انسان ببیند گوشی شنوا برای شنیدن دردهای او وجود دارد و حتماً پاسخ او را می دهد، به آرامش می رسد؛ به خصوص اینکه می داند کسی که مورد نجوای اوست، بر هر چیزی قادر است و توان برطرف کردن دردها و برآوردن حاجت های او را دارد. قرآن داستان پُرفرازونشیب حضرت ایوب-علیه السلام- را نقل نموده، نتیجه صبر و دعای ایشان را بیان می کند:

«وَ أيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أنْتَ أرْحَمُ الرَّاحِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْنَاهُ أهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَ ذِکْرَى لِلْعَابِدِينَ؛و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد: به من آسيب رسيده است و تويى مهربان ترين مهربانان. پس [دعاى] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان، [دوباره] به وى عطا كرديم؛ [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت كنندگان باشد.»(انبیاء،/ ۸۳ـ ۸۴)

امام صادق-علیه السلام- می فرماید: «كَانَ أبِي إِذَا حَزَنَهُ أمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْيَانَ ثُمَ دَعَا وَ أمَّنُوا؛ پیوسته این گونه بود که هرگاه چیزی پدرم را اندوهگین می ساخت، امر می نمود زنان و کودکان جمع شوند. سپس دعا می کرد و آنها آمین می گفتند.»(کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۸۷)

امیر مؤمنان-علیه السلام- می فرماید: «ادْفَعُوا أمْوَاجَ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاء؛گرفتاری های پی درپی را پیش از ورود، با دعا دفع کنید.»(شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۲۱)

دعا، راه رهایی از غربت و تنهایی، مایه آرامش دل، موجب تقرب به خدا و بهترین وسیله بازیابی خود است.

خداوند در پاسخگویی به دعاکنندگان، با لطافت تمام هفت بار خودش را مطرح می کند و انسان ها را بندگان خودش می داند. فقط شرط استجابت، ایمان و انجام فرامین اوست؛ «وَ إِذَا سَألَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ؛و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند، [بگو] نزديكم و دعاى دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند، اجابت مى كنم. پس، [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند. باشد كه راه يابند.»(بقره/۱۸۶)

۲. رضايت مندي از قضا و قدر الهی

بسیاری از ناامیدی ها و ناراحتی ها، نتیجه رویدادهای ناخوشایند زندگی است که باعث سلب آرامش انسان می شود؛ رویدادهایی که گاه آدمي سهمی در ایجاد آن نداشته، بر اساس حکمت و مصلحت خداوند، به دلایلی از جمله امتحان انسان ها، اتفاق می افتد. قرآن در این میدان، بحث قضا و قدر و تسلیم در مقابل آن را مطرح می سازد. باید با کمال شهامت بپذیریم که نه آمدن سختی ها در اختیار ماست و نه رفتن آنها؛ بلکه آنچه به دست ماست، واکنش ما در برابر موقعیت های ناخوشایند است؛چنان که قرآن کریم می فرماید: ب«َلَى مَنْ أسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛آرى، هركس خود را با تمام وجود، به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد، پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.»( بقره/ ۱۱۲)

پیامبر گرامی اسلام-صلی الله علیه و آله- فرمود: «مَنْ وَثِقَ بِأنَ مَا قَدَّرَ اللَّهُ لَهُ لَنْ يَفُوتَهُ اسْتَرَاحَ قَلْبُهُ؛هرکس اطمینان کند که آنچه خداوند برای او مقدر کرده، از او فوت نمی شود، قلبش راحت و آرام می گردد.»(علي بن محمد ليثي واسطي، عيون الحكم و المواعظ، ص ۴۳۸)

لقمان حکیم در اندرزهایش به فرزند خود می گوید:

«يَا بُنَيَّ أحُثُّكَ عَلَى سِتِّ خِصَالٍ لَيْسَ مِنْ خَصْلَةٍ إِلَّا وَ هِيَ تُقَرِّبُكَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تُبَاعِدُكَ مِنْ سَخَطِهِ. الْأُولَى أنْ تَعْبُدَ اللَّهَ وَ لَا تُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ الثَّانِيَةُ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ فِيمَا أحْبَبْتَ وَ كَرِهْتَ وَ الثَّالِثَةُ أنْ تُحِبَّ فِي اللَّهِ وَ تُبْغِضَ فِي اللَّهِ وَ الرَّابِعَةُ تُحِبُّ لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهُ لَهُمْ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ وَ الْخَامِسَةُ تَكْظِمُ الْغَيْظَ وَ تُحْسِنُ إِلَى مَنْ أسَاءَ إِلَيْكَ وَ السَّادِسَةُ تَرْكُ الْهَوَى وَ مُخَالَفَةُ الرَّدَى؛

فرزندم! تو را به شش خصلت تشویق می کنم که تو را به رضایت الهی نزدیک می نماید و از ناراحتی اش دور می سازد: ۱. خدا را عبادت کن و چیزی را برای او شریک نگیر؛ ۲. به قضای الهی در چیزهایی که دوست داری و دوست نداری، راضی شو؛ ۳. برای خدا دوست داشته باش و برای او بغض به دل گیر؛ ۴. برای مردم آنچه را برای خود دوست داری، دوست داشته باش و برای آنها هرچه را برای خود نمی پسندی، نپسند؛ ۵. خشم خویش فروگیر و به هرکس به تو بدی نموده، خوبی کن؛ ۶. با هوا و هوس و پستی مخالفت بورز.»(محمد بن علی کراجکی، کنز الفوائد، ج ۲، ص ۱۶۳)

حضرت علی-علیه السلام- می فرماید: «مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فِي يَدِ غَيْرِهِ؛ هرکس به آنچه خدا تقسیم نموده، راضی باشد، بر آنچه در دست دیگران است، غمگین نخواهد شد.»(تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم ودرر الکلم، ص ۳۶۷)

مصداق بارز راضی به قضای الهی، وجود مبارک حضرت سیدالشهداء-علیه السلام- است که در آخرین لحظات عمر پُربارشان، سر بر خاک بندگی نهاده، فرمود: «إلهى رِضىً بقَضائِك لا معبودَ سِواك؛خدايا، به خواسته ات راضي ام و معبودي جز تو نيست.»(محمد بن ابراهیم شیرازی (ملا صدرا)، شرح اصول کافی، ج ۱، ص ۹)

۳. توبه و اميدواري

از جمله مواقعی که انسان دچار ناآرامی و اضطراب می شود، پس از ارتکاب گناهان و گرفتارشدن به عذاب وجدان و احساس گناه است که گاهی طبق روایات، اندوه طولانی به بار می آورد.

امام صادق-علیه السلام- می فرماید: «كَمْ مِنْ صَبْرِ سَاعَةٍ قَدْ أوْرَثَتْ فَرَحاً طَوِيلًا وَ كَمْ مِنْ لَذَّةِ سَاعَةٍ قَدْ أوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلاً؛چه بسا ساعتی تحمل و صبر، شادی طولانی به دنبال دارد و چه بسیار لذت گذرا که اندوه طولانی به جای می گذارد.(شیخ مفید، الامالی، ص ۴۲)

فکر اینکه چه عذاب سختی در انتظار انسان است و نیز ترس از رسواشدن نزد مردم، شب و روزِ آدمی را پُر از دلهره و تشویش می کند و تنها عامل آرامش بخش، گذشت خداوند از خطای انسان و پوشاندن گناه اوست. آیات بسیاری در قرآن به این حقیقت اشاره می کند که خداوند به اقتضای ستّاریت و غفوریت خود، بندگانش را مشمول لطف خویش قرار داده، راه بازگشت را برای آنان باز می گذارد حتی به ایشان بخشش تمام گناهان و جبران و تبدیل آنها به نیکی ها را وعده می دهد؛ چنان که فرموده:

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أسْرَفُوا عَلَى أنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده روى روا داشته ايد! از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى آمرزد كه او، خود آمرزنده مهربان است. (زمر، آیه ۵۳)

۴. اعمال صالح

به یقین، تکالیف الهی در قالب انجام واجبات و ترک محرمات، جدای از امتحان بندگی ما، نقش مهمی در ایجاد آرامش انسان خواهد داشت. قرآن به ما دستور می دهد که از نماز و روزه کمک بگیریم. (بقره/۴۵) خداوند در قرآن، هم ایمان را از مؤمنان طلب می کند و هم عمل صالح را از ایشان انتظار دارد. در نگاه قرآن، هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی، هر دو، راه رسیدن به سعادت و آرامش است. گناه، خسران آور و اضطراب زاست؛ اما انجام اعمال صالح، آرام بخش مي باشد. ازاين روست كه انسان با انجام دستورات خداوند، آرامش پيدا مي كند.

امام صادق-علیه السلام- برای زدودن غم وغصه ها می فرماید:

«مَا يَمْنَعُ أحَدَكُمْ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ غَمٌ مِنْ غُمُومِ الدُّنْيَا أنْ يَتَوَضَّأ ثُمَّ يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ فَيَرْكَعَ رَكْعَتَيْنِ يَدْعُو اللَّهَ فِيهِمَا أمَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ : وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛ چه چیزی مانع می شود که وقتی غم و غصه ای از غصه های دنیا بر یکی از شما وارد شد، وضو بگیرد و سپس به مسجد برود و دو رکعت نماز بخواند و از خدا بخواهد. آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: از نماز و روزه کمک بگیرید.»(حرّ عاملی، وسائل الشيعه، ج ۸، ص ۱۳۸.)

در آیات و روایات اسلامی، آرامش دادن به دیگران به عنوان یک عمل صالح، عامل مهمی در دستیابی به آرامش حقیقی در زندگی است. امیر مؤمنان-علیه السلام- به کمیل بن زیاد می فرماید:

«يَا كُمَيْلُ! مُرْ أهْلَكَ أنْ يَرُوحُوا فِي كَسْبِ الْمَكَارِمِ وَ يُدْلِجُوا فِي حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الْأصْوَاتَ مَا مِنْ أحَدٍ أوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الْإِبِل؛

ای کمیل! خانواده ات را دستور ده که روزها را در به دست آوردن بزرگواری، و شب ها را در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هرکس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی، لطفی بر او قرار دهد که هنگام مصیبت، چون آب زلالی بر او ببارد و تلخی مصیبت را بزداید؛ چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازد.»(صبحی صالح، نهج البلاغه، ص ۵۱۳.)

همان گونه که اعمال عبادی و عمل صالح باعث آرامش انسان است، گناه نیز موجب سلب آرامش می شود. رسول گرامي اسلام-صلی الله علیه و آله- در پاسخ به وابصة بن معبد که از نیکی و گناه سؤال کرده بود، فرمود:

«... الْبِرُّ مَا اطْمَأنَّتْ إِلَيْهِ النَّفْسُ وَ الْبِرُّ مَا اطْمَأنَّ بِهِ الصَّدْرُ وَ الْإِثْمُ مَا تَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ وَ جَالَ فِي الْقَلْب؛نیکی، آن چیزی است که نفس و سینه آدمي به واسطه آن آرامش می یابد و گناه، چیزی است که در سینه انسان شک ایجاد می کند و در قلب جولان می دهد.»(حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۶۶.)

امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است: «در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»(آل عمران/171) پناه نمی برد.

بنابراین درباره مسأله آرامش انسان، آيات و روايات فراوان سفارش شده است:
1-از جمله مهمترين آيه‌اي كه به عنوان آرام بخش روح و جان آدمي از آن سخن به ميان مي‌آورند، آيه­ي « تطمئن قلوب» است. مي‌فرمايد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همان كساني كه ايمان‌ آورده‌اند و دل‌هايشان به ياد خدا آرام مي‌گيرد. آگاه باشيد كه دلها فقط به ياد خدا آرام مي‌گيرد »( رعد/ 28)
2- «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ؛ خداوند سكينه و آرامش را بر دلهاي مؤمنين نازل كرد، تا بر مراتب ايمان خود بيفزايند »( فتح/ 4)
3- «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي؛ من پروردگار توام جز من كسي نيست، پس مرا عبادت كن و نماز را به خاطر من برپا دار»(طه/ 14)
برخى از عوامل آرامش و رفع استرس از ديدگاه قرآن عبارت است از:
 
- ايمان: انسان مؤمن كه بنيان هاى اعتقادى خويش را مستحكم و خلل ناپذير بنا نهاده و در مقام عمل تنها به انجام تكاليف الهى نظر دارد، هيچ گاه هراس و اندوهى به قلبش راه نمى يابد; زيرا نه خود را مالك ثروت ونه صاحب اختيار در تصميم گيرى ها مى بيند؛ بلكه او تنها امانت دار در برابر خداوند بر زمين بوده و موظف به شناخت خير و شر بر اساس دستورات خداوند است؛ اما انسان بى ايمان از اين پشتوانه مستحكم روحى و روانى محروم است و تنها و سرگردان در زمين رها مى ماند: « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى‏ لَهُم؛چرا كه خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آورده اند، ولى كافران را سرپرست و ياورى نيست...» (محمد/11)
-  ياد خدا:«أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئـِنُّ الْقُلُوب»(رعد،28)
-  تقوا و توكل:«...وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَــلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْء قَدْرًا؛ و هر شخص از خداوند پروا كند خدا براى او راه بيرون شدنى قرار مى دهد، و از جايى كه حسابش را نمى كند، به او روزى مى رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازه اى مقرّر كرده است»(طلاق/3)
-  توبه:بازگشت مستمر انسان به سوى خداوند موجب تخليه روانى از فشار احساس گناه شده و حالت پاكى و طهارت نخستين را به او باز مى گرداند. اعتقاد انسان با ايمان به فضل و رحمت بى كران خداوند و امكان محو شدن تمام و كمال همه گناهان در نهاد او آرامش بى كران مى آفريند: «قُلْ يَـعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛ بگو: اى بندگان من كه بر سر خويشتن زياده روى داشته ايد، از رحمت خدا نوميد نشويد. درحقيقت خدا همه گناهان را مى­آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است»(زمر/53)
-  صبر: بردبارى به تقويت شخصيّت و افزايش توانايى انسان در برابر سختى ها و بارهاى سنگين زندگى انجاميده و اعتدال روانى انسان را حفظ مى كند از اين روى خداوند به يارى جستن از صبر و نماز در مشكلات زندگى دعوت كرده است: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّـبِرِينَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد از شكيبايى و نماز يارى جوييدزيرا خدا با شكيبايان است»(بقره/153)
- نماز و نيايش: پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) به هنگام سختى ها براى كسب آرامش به نماز پناه مى برد. اساساً دعا و نيايش به درگاه خدا آرامش­گر نگرانى مؤمنان است و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند، بگو من نزديكم و دعاى دعا كننده را ـ به هنگامى كه مرا بخواند ـ اجابت مى كند، پس آنان بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
بنابراين وقتي انسان رو به درگاه خدا مي‌كند، به باطل پشت کرده و به حق مي‌پيوندد، دل او زنده شده و به «حيات طيّبه» و زندگاني واقعي نايل مي‌شود.
در حديث قدسي خداوند فرمود: هر كه مرا در ميان مردمان ياد كند من او را در ميان فرشتگان ياد مي‌كنم.( اصول کافی،ج 2، ص 499) با اين بيان معلوم مي‌شود كه ذكر به معناي ياد کردن است و اختصاصي به نام خاص ندارد و حوزة وسيعي را شامل مي‌شود. از امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه: موسي كليم از پروردگارش پرسيد: آيا تو نزديكي تا با تو نجوا كنم يا دوري تا تو را ندا كنم؟ خداوند فرمود: أنا جليسُ من ذكرَي... من هم نشين كسي هستم كه مرا ياد كند.  و آيات و روايات فراواني در اين زمينه وارد شده است که به علت اختصار از ذکر تمام آن ها صرف نظر مي شود.
ذكر خداوند علاوه بر اين كه از بزرگترين عبادات و بهترين نيكي‌هاست، وسوسه‌هاي شيطاني نفس و اضطراب و افسردگي و كسالت‌هاي روحي را برطرف مي‌كند و سرزمين روح و قلب آدمي را براي شكوفايي فضيلت‌ها آماده مي‌سازد. دل در پرتو ياد خدا به آرامش مي‌رسد و نگراني او از آيندة مبهم و تاريك به اميد و اطمينان تبديل مي‌شود.