به یاد آن مرزبان حماسه های سرخ

شناسه خبر : 89746

1398/12/13

تعداد بازدید : 66

به یاد آن مرزبان حماسه های سرخ

به یاد آن مرزبان حماسه های سرخ

مرحوم استاد سیدهادی خسروشاهی

 

در آغاز دهه هفتاد و سالهای پایانی دوران دبیرستان بود که با خواندن کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» استادمحمدرضا حکیمی با اندیشه های مصلح بزرگ علامه سیدجمال الدین حسینی اسدآبادی آشنا و به مطالعه بیشتر حریصتر شدم. با تتبع بیشتر به گنجینه ای از مجموعه آثار سیدجمال الدین اسدآبادی دست یافتم که همه به اهتمام و سعی استاد سیدهادی خسروشاهی عرضه شده بود. اولین بار در همین دوران بود که با نام استاد فرزانه آشنا و جذب نوشته هایش شدم. 

او به راستی فرهنگبانی سترگ بود که با تمام توش و توان خود نستوه و پرشکوه در عرضه حقایق اصلاح اجتماعی مبتنی بر حقایق اسلامی در سراسر عالم کوشید. و در عمل نیز به تقریب و اتحاد و اصلاح اهتمام بلیغی داشت.

از دریچه نوشته ها و تلاشهای او بود که من نیز شیفته سیدجمال شدم و همه کتابهای اورا در این موضوع خریدم و خواندم و در حد خود برای دیگران بازگو کردم و همواره در همه عمرم نیز بر آن شیفتگی استوار ماندم.

او در مقدمه کتاب بسیار ارزشمند «سیدجمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین» نوشته استاد سیدمحمد محیط طباطبایی به فلسفه روی آورد خود به نشر اندیشه های سیدجمال الدین پرداخته و چنین می نویسد: «بی تردید نقش روشنگرانه این سیدمظلوم تاریخ و مبغوض سلاطین و معدوم دربار خلافت اسلامی!!! بسیار است و چون دشمنان بیداری ملت ها و آگاهی توده ها و هواداران روش های حکومت استبدادی همواره کوشیده اند که چهره این شخصیت برجسته اسلامی را با جعل و نقل تهمت ها و تکفیرهای قدیم و افزودن انگ ها و برچسب های جدید، مخدوش سازند،بر هواداران «نظام اسلامی» -یعنی آزادی، و استقلال و حکومت قانون و جامعه مدنی- ضروری است که در دفاع از حق و نشان دادن چهره واقعی طلیعه دار بزرگ نهضت های اسلامی معاصر، بکوشند...»

کار دیگر استاد خسروشاهی، کتاب نامه ها و اسناد سیاسی تاریخی سیدجمال الدین است که به حق از برترین آثار اوست و 60 نامه و سند از سید را ارائه می دهد. به ویژه در این میان، نامه سید به پیشوای بزرگ شیعه در آن زمان یعنی حضرت آیت الله العظمی میرزا حسن شیرازی بسان لؤلؤی درخشان است. چه زیبا در فرازی از آن به حضرت میرزا چنین خطاب می کند که «تو ای پیشوای دین، اگر به کمک ملت برنخیزی و آنها را جمع نکنی و کشور را با قدرت خود از چنگ این گناهکار بیرون نیاوری، طولی نخواهد کشید که مملکت اسلامی زیر اقتدار بیگانگان در می آید آن وقت است که هر چه می خواهند می کنند و هر حکمی دلشان خواست می دهند. اگر این فرصت از دست برود و این معاهده ها در حیات تو صورت بگیرد در صفجه روزگار و صفحات تاریخ نام نیکی نخواهی داشت.» ص65؛ و همین نامه یکی از عوامل صدور فتوای معروف تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی شد. 

احیای مقالات قرآنی، کلامی، فلسفی، عرفانی، اجتماعی و اصلاحی سید و نیز نشر کتاب فاخر «العروة الوثقی» که در حقیقت نوشته های سید در جریده و روزنامه ای با همین نام است نیز همه به همت استاد بود. العروة الوثقی را به حق صحیفة الحریة الکبری نوشتار بزرگ آزادگی نامیدند. کتابی که اکنون او با همت خود به نسل امروز عرضه داشت اما اکنون در کنج کتابخانه ها قدر نمی بیند و بر صدر نمی نشیند. حال آن که این نوشتار عظیم چنان است که می توان آن را  منشور فهم سیاست اسلامی و بنیانهای اخلاق و فلسفه سیاسی نامید، و بسان عروة الوثقای فقهی بر آن حواشی عالمانه نگاشت. اینها همه بخشی از تلاش ستودنی استاد خسروشاهی بود. 

بخشی دیگر از تلاشهای او مصروف احیا و حفظ و نشر آثار علامه طباطبایی شد که خود داستانی مفصل دارد. 

نمی دانم در حق آن مرزبان حماسه های سرخ چه می توان گفت و چه سان کسی ناچیز چون من می تواند سخنی در ستایش او بگوید. اما همین قدر نوشتم تا اندکی نسبت به آن بزرگ که در این دوران شیوع بیماری و ابتلائات متواتر و جنگ بیولوژیک، به ملکوت اعلا پیوست حق گزاری کرده باشم. فقط توفیق داشتم یک بار او را در «کلبه شروق» که به او منسوب بود زیارت کنم. چهره زیبای او همیشه برایم یادآور سیدجمال الدین بود.

تردیدی نمی توان داشت که نشر این آثار در بیداری اسلامی معاصر تأثیرگذار بود. چنان که خود استاد در مقدمه العروة الوثقی می نویسد: «و کلنا نأمل بأن نکون قد قدمنا بذلک خدمة للحرکة الإسلامیة المعاصرة...» و همه ما آرزومندیم که با این نوشتار خدمتی به حرکت اسلامی معاصر تقدیم کرده باشیم. و چنین بود...

در پایان جمله زیبایی از امام سیدجمال الدین اسدآبادی را که همواره در ذهنم پایدار و استوار مانده است در وصف استاد خسروشاهی تکرار می کنم: «انعدام صاحب‏ نيت اسباب انعدام نيت نمى‏ شود؛ صفحه روزگار حرف حق را ضبط مى‏ كند.»

و چنین است که نام و اندیشه عالمانی چون سیدهادی خسروشاهی نیز در روزگار، باقی  و شجره طیبه زحمات و جهاد مخلصانه آنها پایدار خواهد ماند. روحش شاد و با اجداد طاهرینش و اساتید و بزرگان محشور باد....

به قلم محسن رجبی تهرانی (آرش رجبی)